امروز نامه فرزاد کمانگر رو دیدم که چقدر زیبا به تصویر کشیده حسش رو مثل همیشه.باید خوندش:
زئوس ، خدای خدایان فرمان داد تا پرومته نافرمان را به بند کشند و اینگونه بود حکایت من و تو اینجا آغاز شد.
تو میراث خوار زندانبانان زئوس گشتی تا هر روز نگهبان فرزندی از سلاله آفتاب و روشنی گردی و برای من و تو زندان دو معنای جداگانه پیدا کرد، دو نفر در دو سوی دیوار با دری آهنی و دریچه ای کوچک میان آن، توبیرون سلول ، من درون سلول .
حال بهتر است همدیگر را بهتر بشناسیم
من معلمم…نه نه…
من دانش آموز صمد بهرنگی ام ، همان که الدوز و کلاغها و ماهی سیاه کوچولو را نوشت که حرکت کردن را به همه بیاموزد. او را میشناسی ؟ میدانم که نمی شناسی.
هر گردی که گردو نیست
مثل مشت گره کرده من
مثل دماغ تو که تو سرما قرمز میشه ...
بعد مدتها یه برف سنگین باریده بود ،من که میرفتم توش راحت تا بالای کمرم میرفت زیر برف !
صبح که بابا کمی از برفها رو از روی ایوان پارو کرده بود بهم اجازه دادن که واسه درست کردن آدم برفی برم روی ایوان، حدود ۲ یا ۳ ساعتی بود که با دستهای کوچیکم ذره ذره برف رو هم میذاشتم تا تنه آدم برفی رو درست کنم ولی خیلی دایره کوچیکی شده بود به شدت دستهام یخ کرده بود ولی نمیخواستم کارم رو ول کنم ، یهو مامان اومد بیرون و منو تو این حالت دید اومد جلو و دایره کوچیک برف منو تو دستش گرفت و بعد شروع کرد به قل دادنش در طول ایوان!
چشمام داشت از جاش درمیومد وقتی دیدم توی چند لحظه کوتاه یه کوه بزرگتر از قد من از برف درست شده بود، حسی مابین ناتوانی و شادی و قدرتمند بودن مادرم داشتم !!
آدم برفی من درست شد و مدتها همونطور روی ایوان موند تا وقتی که یه روز صبح دیدم هیچی از نماد قدرت مادرم باقی نمونده...
از بیم و امید و عشق رنجورم
آرامش جاودانه میخواهم
بر حسرت دل دگر نیفزایم
آسایش بیکرانه میخواهم ...
فروغ
... و البته جوابهايي كه به ذهنم ميومدند.
بيرون فرودگاه ایران كمي برف رو كه رو زمين نشسته ديدم و سوال من از راننده كه مگه برف باريده؟!
و چقدر دلم گرفت...
چند تا كارتن خواب زير بارش اين برفها موندند..دست بچه هاي خيابوني رو كي گرم ميكنه تو اين سرما..
با غم وارد خونه شدم و شايد تنها خاطره خوش اولين برف امسال اس ام اس دوستي بود كه علي رغم خاموشي موبايلم خبر برف تهران رو بهم داده بود...
بايد كاري كرد، مصمم ميشم، شايد بچه هاي آينده در جايي زندگي كنند كه برف رو دوست داشته باشند....