روزها ميگذرند از هفته قبل شروع شده جمعه، شنبه، يكشنبه ...و حالا دوباره شنبه
گذشت روزها مثل قبل نيست خيلي سخت تر شده خيلي ...
ديگه حتي دستگير كردن و نگه داشتن آدمها توي زندان براشون آسونتر از خوردن يك ليوان آب شده
ديگه كرامت انساني جايي نداره و همينطور حقوق شهروندي و همينطور ...
ديگه كاوه جان حتي اگه در حال چايي خوردن تو پارك هم باشي اگه دلشون بخواد ميتونن دستگيرت كنن
جلوه جان، ديگه حتي بدون حكم هم ميتونن به حريم خونت يورش بيارن و بزور ببرنت
نيكزاد جان تو انگار قراره توي اين بار اول حسابي متنبه بشي...
انگار توي دنيايي جدا از دنياي انسانها داريم زندگي ميكنيم
جداي از همه جا كه نخبه ها شرائط بهتري براشون فراهم ميشه واسه زندگي
اينجا نخبه كشي رايجه، رسمه، قانونه!
دوست من هرچند كه روزها سخت ميگذرن هرچند كه به نبودتان عادت نميكنيم
اما
ياد ميگيريم كه بايستيم، خواب نمونيم و خسته نشيم
به اميد روزيكه به همراه شما و همه اونهايي كه پشت اون ديوارهان و ما حتي ممكنه اسمشون رو هم ندونيم
آزادي و برابري رو به جشن بشينيم. ...
پ ن :روز کارگر خونین !